حزب خداوند

وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُونَ

کتابی برای زندگی

قرآن کتاب جالبی است. اگر کتابهای اعتقادیمان را نگاه کنیم، یا کتابهای اخلاقیمان را یا کتابهای فقهی را، یا حتّی کتابهای عرفانی را تفاوت آشکار قرآن با آنها روشن می‌شود. قرآن کتابی است که پر از داستان است و در مجرای داستانها و حوادث گذشته و وقایعی که اتّفاق می‌افتد با انسان سخن می‌گوید و این تفاوت عمیق سخن خداست با سخن انسان. کسی که همراه خداوند در قرآن سیر می‌کند مثل کسی می‌ماند که دستش را به دستان خداوند داده است و در گردش حوادث از کتاب بیرون آمده و در واقعیت سیر می‌کند. چشمش را به چشمان خداوند سپرده است و از نگاه  خداوند به وقایع روزمره زندگی نگاه می‌کند. از خلقت آسمان و کوهها و زمین و شتر گرفته تا شکایت زنی از شوهرش، از کشاکش صحنه‌های جنگی گرفته تا نجوای روزمره مردمان، از وقایع ریز و درشت زناشویی گرفته تا صحنه اختلاف در تقسیم کردن غنایم جنگی، از آیات خداوند در رعد و برق زنبور عسل تا پیچیدگی‌های تقسیم میراث یک مرده. خداوند گویا که هیچ چیز را فرو نگذاشته است که از آن سخن بگوید که در میان ریز و درشت مسائل زندگی وارد شود و از هر صحنه‌ای پلی بسازد برای کشیده‌ شدن به سوی بالا. پلی برای حرکت، حتّی از کوچک‌ترین وقایع زندگی به سوی بلندترین نگاه‌های توحیدی. و این کاری شگفت انگیز است که در هیچ کتاب دیگری نمی‌توانی اینگونه آن را پیدا کنی.
راست است که می‌گویند قرآن ریسمان محکم الهی است، همینگونه است که اگر نگاه قرآن را به زندگی‌ات وارد کنی. آنگاه هر صحنه‌ی کوچک زندگی‌ات، از روابط ساده‌ات با دیگران گرفته تا جهت‌گیری‌های اجتماعی‌ات از خلوت‌هایت گرفته تا قصه‌های ریز و درشت آن ریسمانی می‌شود به سوی او، بهانه‌ای می‌شود برای بالارفتن، برای حرکت کردن، که نگاه‌هایت با قرآن سمت و سوی دیگری پیدا می‌کند چیزهای دیگری را از حوادث و قصه‌ها جستجو می‌کنی.
راستی که چه خوب است که خدا با رسولش سخن گفته است، که تو هم می‌توانی به طفیلی این مخاطبه، مخاطب خدا باشی... چه خوب است که ریسمانی هست که یک دستش در دست تو باشد و دست دیگرش در دست خدا که خدا هر روز بکشد و بالاتر و بالاترت بیاورد، بیاوردت به سوی خودش...

   + مجید ; ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱٦
comment نظرات ()