حزب خداوند

وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُونَ

وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما یُوعَظُونَ بِهِ لَکانَ خَیْراً لَهُم 2

کسی که با احکام و قوانین دینی مواجه می‌شود که از طرف خداوند وضع شده‌اند، اگر انسان خداوند را صاحب مالکیت مطلق زمین و زمان و انسان بداند، حدّ مرزی در ناحیه قوانین بر خداوند نمی‌تواند قائل باشد. ولی وقتی انسان خدایانی غیر از خداوند یگانه معتقد باشد، این خدایان از جنس خدایان انسانی باشد یا هواهای نفسانی انسان یا هر نوع خدایان زمینی دیگر از اهداف دنیایی، هر کدام از این خدایان برای خود قوانینی وضع می‌کنند، قوانینی که به ناچار زمان‌هایی به تضادّهای عمیقی با  قوانین خداوند یگانه منجر خواهد شد و انسانی که توحید و معرفت خود را نسبت به خدای یگانه کامل نکرده است پیش و پس از دین همواره با شریعت و قوانین خداوند با تضادّهای جدّی‌ای مواجه می‌شود.
البته مطلبی که شاید در پست قبلی به درستی بیان نشد این است که بدیهی است که خدای بزرگ، خداوندی در اوج کمالات وصف‌ناپذیر قرار دارد، هرگز هر قانونی را وضع نمی‌کند. بلکه هر قانون و دستور و بیان آن در اوج حکمت و علم و حسن و فائده و درستی و رحمت و نعمت است. بنابراین، این استدلالی ظاهرالصلاح است که اگر دستوری با حکمت و درستی و رحمت و خوبی و عقل سازگار نیست پس این نمی‌تواند دستور خدا باشد. ولی آیا معیارهای حکمت و درستی و رحمت و خوبی با کدام عقل سنجیده می‌شود. عقلی که از آبشخور کدامین اعتقاد سیراب شده‌ است. عقلی که آماس حبّ خدایان زمینی است، عقلی که تنها در فکر رفاه تن و بقای جان است چگونه می‌تواند مثلاً حکم قتل کسی را امضا کند، در حالی که عقل توحیدی، عقلی که از آبشخوری سیراب می‌شود که درخت ابراهیم را پرورانده است جور دیگری به دنیا نگاه می‌کند. ابراهیمی که مشتاق است در قربانی میوه‌ی جانش، گرامی‌ترین چیز وجودش، فرزند پاکش... قربانی‌ای که جشن هرساله می‌شود و میعادگاه همگانی...
خداوند حقیقتاً بر ما رحم آورده است. بر ما شریعت سهل و پر مسامحه‌ای نازل کرده است که در آن از آن امتحانات سخت و طاقت‌فرسا، از آن امتحانات که همه صاف می‌شوند و ته آن جز نادری انسان‌های تصفیه‌شده باقی می‌گذارند خبر چندانی نیست. براستی همانطور که قرآن می‌فرماید اگر همانند بنی‌اسرائیل دستور به کشتن خودمان داشتیم، یا هجرت از سرزمینمان آدم‌های کمی بودند که در این تنگناها از شریعت پیروی می‌کردند. تنگناهایی که مرد از نامرد شناخته می‌شود، خدایان حقیقی انسان‌ها جلوه‌گر می‌گردند. تنگناهایی که در آنهاست که شناخته‌ می‌شود که چه کسی در ولایت الهی قرار دارد و چه کسی به راستی خداوند یگانه را می‌پرستد.

   + مجید ; ٩:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٩
comment نظرات ()