حزب خداوند

وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُونَ

وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ

دوربین موبایل را جلوی من می‌گیرد و من می دانم که حسابی باید مواظب رفتار و گفتارم و حالاتم باشم چرا که با شناختی که از روحیه او دارم می دانم که این فیلم ممکن است دست افراد مختلفی بچرخد و پیش آنها کلّی آبروریزی شود. تقریباً جلوی دهانم را می گیرم و چیزی نمی گویم مگر حرف سنجیده و رفتارم و برخوردم را درست می کنم و توجهم یکسره جمع است...
گفته شد که اصلاً لازم نیست انسان همه اسماء و صفات خداوند را به تمامه بشناسد و معرفت پیدا کند تا کارش درست شود. حتّی درک یکی از اسماء و صفات او، فرورفتن و غرق شدن در یکی از اسمای او کافی است که انسان را در دریای تقوا و معرفت و کمال فرو برد. کافی است فقط در اسم رحمانش غرق شوی، یا رحیمش، یا علیمش یا قدیرش یا قهّارش یا سمیع و بصیرش....
اگر خداوند را به اندازه یک دوربین ساده موبایل قبول داشته باشد آدم، به راستی آیا کافی نبود که زندگی اش غرق در توجّه و مراقبت و تقوا شود. اصلاً اگر انسان معتقد نبود که حساب و کتابی در کار است و جزاء و پاداشهایی عظیم و سخت در راه است همین کافی نبود برای انسان که در معرض هزاران دوربین مختلف زندگی می کند و آبرویش هماره در معرض خطر است. ملائکه گرامی‌ای که اعمال انسان را ثبت می کنند. در و دیوار و زمینی که بر آن راه می رویم و حتی چشم و گوش و پوست آدمی دوربین‌هایی هستند که لحظه لحظه حرکات و سکناتمان را زیر نظر دارند و پیامبر و مومنینی که اعمال ما را مشاهده خواهند کرد و از همه مهمتر کسی که همه چشم‌ها به تجلّی بصیر بودن اوست که می‌بینند و همه گوشها به تجلّی سمیع بودن اوست که می شنوند. اصلاً اگر زندگی و اعمال انسان در معرض هزاران گوش و چشم نبود  اصلاً اگر سنّت جهان این نبود که بدی‌ها و خوبی‌های پوشیده عاقبت الامر بیرون بریزد. آیا اگرفقط و فقط همین بود که خداوند بزرگ مرتبه تنها تماشاچی پیوسته فیلم زندگی من است آیا این کافی نیست که انسان را به نهایت مراقبه برساند. کافی نیست که حال کلام و رفتار و عبادت و زندگی من این نباشد...
چرا ما به این کوری و کری مبتلا هستیم که سمیع و بصیر را از عمق جان درک نمی کنیم؟ چرا ما مقداری تفکّر نمی کنیم در آنچه که ظاهراً معتقد هستیم که این اعتقادات در عمق جانمان کم کم  فرو رود؟ چرا ما به راستی به اندازه پست‌ترین مشاهده کننده‌ها نیزبرای خدای حیّ حاضر مقامی قائل نیستیم؟ چرا ما اینقد دائم در غفلتیم؟........
انشالله که خودش روزی رحمتی کند که از این خواب خرگوشی از این سر فرو کردن کبکوار در برف بیرون آییم. بیرون آییم و در اسم سمیع و بصیرش فرو رویم. از عالم غیب بیرون آییم و به عالم شهادت در آییم. از عالم مرده وارد جهان حیّ و زنده درآییم. وقتی که مشاهده‌اش را ببینیم است که آنگاه میل به ریا پیدا می کنیم. چقدر خوب است که زندگی آدم یکسره آکنده از ریا شود. ریا برای کسی که ارزشش را داشته باشد. چقدر زیباست زیستن در معرض نگاه کسی که نگاهش خواستنی باشد که رضایتش از همه بهشت و نعمتها بالاتر باشد. چقدر زیباست که آدمی در نگاه تو غرق باشد و از همه چیز و همه کس آزاد باشد...

   + مجید ; ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۳۱
comment نظرات ()