حزب خداوند

وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُونَ

حقوق اولیه بشر!

می گویند که از حقوق اولیّه بشر این است که غذا و لباس و خانه مناسب داشته باشد، می‌گویند که از  حقوق اولیّه بشر ازدواج  است... آزادی بیان و مالکیت است... امنیت اجتماعی ... رفاه و تحصیلات و چه و چه و چه است... و من هیچ باورم نمی‌شود با اینهمه تاییدات دیگران که حقوق اصلی بشر اینها باشد.
نمی‌دانم چیزی همیشه برایم می‌گوید که حقوقی اصلی انسان‌ها، شاید یگانه حقّ اصلی که هر انسان داشته باشد، شاید حداقل انتظار آدمی از زندگی‌اش این است که در زندگی عشقی بزرگ داشته باشند. عشقی بزرگ که در درون انسان شعله بکشد و جان آدمی را سیراب کند. عشقی بزرگ که ارزش این را داشته باشد که انسان‌ برای آن از خواب و خوراک و لباسش، از رفاهش بگذرد، از امنیّت اجتماعی و روانی‌اش چشم‌ بپوشد، که آبرویش، جوانی‌‌اش، عمرش و زندگی‌اش را صرف آن کند، که پدر و مادر و همسر و فرزند و خانواده‌اش را فدای آن کند، که از همه‌ی آرزوهایش، از همه‌ی هستی‌اش به والگی آن صرف نظر کند...
و حسین ع شاید بزرگترین آموزگار حقوق اصلی انسان به عالمیان است. شاید اگر حسین ع در کربلا ظهور نمی‌کرد، حتّی با معرفت‌ترین انسان‌ها هم آنگونه که باید از حقوق اصلی خود آگاه نمی‌شدند. ولی حسین ع کاری کرد که حتّی کودکان دبستانی، حتّی لات‌های کفّ خیابان حقوق‌دانانی بزرگ باشند...
انصافاً حیف است آدمی از دنیا برود و بهره‌ای از حقوق اولیّه خود هم نداشته باشد... انصافاً حیف است که مدرسه حسین ع در عالم باشد و انسان درس‌نخوانده و بی‌سواد از آنجا خارج شود...حیف است که آدم کنار اقیانوس باشد و تشنه از دنیا برود... خدایا گرچه سزاوار نیستیم ولی تو به لطفت ما را هم جامی از آن دریا بده که با آنان باشیم در روز ملاقتت...

   + مجید ; ٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/٩
comment نظرات ()