حزب خداوند

وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُونَ

لا تَسْمَعُ فیها لاغِیَةً

برخی آدمها زیاد صحبت میکنند. کسی که زیاد صحبت میکند حرفهای ناپسندش هم زیاد است و خیلی وقتها همین حرفهای ناپسند سرنوشت آدمی را تغییر میدهد. ولی حتّی آدمهایی که زیاد صحبت نمیکنند هم پیوسته در حال صحبت کردن هستند. صحبت کردنی که در ذهن انسان انجام میشود. فکر پیوستهی آدمی در زندگی روزمره انسان کلماتی است که آدمی آن را جزء صحبتهای خود حساب نمیکند ولی چه همین صحبتها مهمترین صحبتهای آدمی باشند که سرنوشت او را میتوانند به کلّی عوض کنند. ولی خیلی وقتها فکر آدمی در اختیار خودش نیست. همچون کلماتی که خود میآیند و معلوم نیست که از کجا، از طریق الهی یا شیطانی ... و حال انسان را دگرگونه میکنند. ولی مسئله این است که فکر انسان خیلی وقتها انعکاس تجارب گذشته اوست. چیزهایی که دیده و شنیده است. کارهایی که کرده است، دوستان و محبوبهایی که دارد و محیطی که در آن زندگی میکند و انتخابهایی که کرده است و خلاصه متن زندگیای که برای خود تعریف کرده است.

مثلاٌ کسی که متن زندگی خود را پر میکند از موسیقی مبتذل یا بیهوده، فقط برای یک لذّت کوتاه و گذرا... در واقع چنین کسی با دست خویش به تخریب بستر فکر خود به موثّرترین روش ممکن میپردازد. فکر و ذهنی که باید مانوس باشد با حقّ، مانوس باشد با معارف و حقایق بزرگ عالم، فکر و ذهنی که باید از منظر جدّ به عالم نگاه کند، که باید تلاش کند، هر آن عمیقاً درک کند که در چه نقطهای از سرنوشت مهمّ خود قرار دارد و به چه جایگاه عظیمی قرار است که کشیده شود، ورز میخورد در لهو، در بزرگترین کارگاه تخریب جدّ و انس با واقعیّات بزرگ هستی... در بزرگترین برانگیزانندهی احساس و غرق کردن انسان در حبّ دنیا، دنیایی که تنها قرار است که بازیچهای باشد، بازیچهای برای تمرین و ورز خوردن برای بازیهایی واقعی. بازیهایی که در آن دیگر فرصت اشتباه و آزمایش و خطا نیست. جایگاهی که در آن دیگر جز پاکان را راه نمیدهند و آلودگان را راهی به آن نیست. جایگاهی که از آن نه گوشی شنیده است و نه چشمی دیده، جایگاه بزرگ بهشت او...

   + مجید ; ٦:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢٧
comment نظرات ()