حزب خداوند

وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُونَ

یادم کنید، یادتان کنم...

خیلی وقت‌ها از خودمان شاکی هستیم که چرا در فلان صحنه‌ی گناه نتوانستیم خودمان را حفظ کنیم و در فلان لغزشگاه نتوانستیم از افتادن خودمان جلوگیری کنیم. مسئله این است که ما معمولاً در چنین مواقعی انتظار زیادی از خودمان داریم. انتظار داریم که در این لغزشگاه خدا را یاد کنیم برای رضای او دست از میل خود برداریم و به فکر آخرت باشیم و برای نفع حقیقی خود دست از یک خواست زودگذر بکشیم، متوجّه باشیم که مرگ به زودی فرا می‌گیرد و این دنیا پایدار نیست و محبّت اولیای الهی را یاد بیاوریم که چگونه خود را با گناه در پیش چشمان آنها خوار می‌کنیم و ... ولی مسئله‌ای که هست این است که این حقایق در تمام طول روز من در تمام طول هفته‌ی من و در تمام لحظه‌ لحظه‌ی زندگی من حقیقت داشته‌اند و مهمترین مسائلی بودند که من باید به آنها توجّه می‌داشتم و من جز شاید چند زمان کوچک به آنها متوجّه نبودم. و انتظار زیادی از خودم است که پیوسته به حقایق بزرگی بی‌توجه بودم و انتظار داشته ‌باشم که در یک لحظه خاصّ این توجهی که در زیر هزاران غفلت پیوسته‌ی من مدفون شده است یکبار به پا خیزد و وجود مرا از همه‌ی هواها و هوسهایم برهاند. از اینجاست که ذکر و توجّه و مراقبه پیوسته یکی از مهمترین وسائلی است که انسان را حفظ می‌کند و غفلت پیوسته هم یکی از اساسی‌ترین عرصه‌هایی است که انسان را از نجات وا می‌دارد. اگر انسان توفیق یابد که خدا را پیوسته یاد کند خدا نیز آنجا که باید او را یاد می‌کند... 

   + مجید ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/۱
comment نظرات ()