حزب خداوند

وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُونَ

قُلْ إِنَّما یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِد...

بگو: «تنها چیزى که به من وحى مى‏شود این است که معبود شما تنها خداى یگانه است‏...»
چقدر زیباست که انسان فقط یک خدا داشته باشد. وقتی که خدایان متفرّق داشته باشی خدایانت با هم دعوایشان می شود. گاهی یکی یک چیز می گوید و دیگری چیز دیگری می گوید و تو می مانی که کدامشان را باید انجام دهی. ولی وقتی که یک خدا داشته باشی دیگر خیالت راحت است که همیشه می دانی که باید کاری را انجام دهی که او دوست دارد و با هیچ کس دیگر هم کاری نداری.
چقدر خوب است که به یک چیز، فقط به یک چیز دل ببندی، چون دل بستن به چیزهای مختلف روحت را ناآرام و بی‌قرار می کند، مثل کسی که خانه ثابتی نداشته باشد و همه‌اش از این خانه به آن خانه برود. چقدر خوب است که آدم یک خانه داشته باشد. یک خانه که پایدار و با قرار باشد و همیشه آنجا مستقر و ماندگار بماند.
چقدر خوب است که آدم فقط یک عقیده داشته باشد. یک عقیده که همه دستورات و تعلیمات و همه‌چیزش از دل همان یک عقیده بجوشد. چون عقاید پراکنده انسان را گیج می کند. پس چه دلنشین است که انسان همه اصول دینش فروع یک اصل واحد باشند و چه دلنشین‌تر است که آن اصل توحید باشد. اصلاً یکی بودن خیلی خوب است. چقدر خوب است که اگر اخلاقیات دستوراتی پراکنده نباشند که انسان باید آنها را بی‌دلیل رعایت کند. چقدر زیباست وقتی که اخلاقیات هرکدام جلوه‌ای از توحید باشند و خلق‌های نیکو هر کدام بندگی خدایی باشند که صاحب نامهای نیکوست. و چقدر خوب است که احکام مجموعه‌ای از دستورات پراکنده نباشند بلکه تنها راه و شریعتی باشند که به توحید ختم می‌شوند. چقدر خوب است که همه دین یک کلمه باشد.
اصلاً چه خوب است که آدم، حرفها و کلمات و اخلاق و اعمالش، حبّ و بغض و توجّهاتش همه و همه فقط یک کلمه باشد. اصلاً چه خوب است که زندگی آدم فقط یک کلمه باشد و آن یک کلمه فقط تو باشی.

   + مجید ; ٧:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۸
comment نظرات ()